گل های نشکفته
بیتا جونم سلام
شاید شاعرانه نوشتن برای تو شیرین تر از مشق وقایع روزمره باشد برای تو اینگونه خواهم نوشت
وقتی خورشیدی درس تاریکیشب در انتظار صبحی روشن است من هم بیتاب تو خواهم بود
تو نسلی از خنده ها و شیطنت های نامحسوس و ظریف و دوست داشتنی و بارانی از لطافت های شکوفا نشده من هستی
شوق دیدار تو و
آرزوهایی که شاید مجالی در واقعیت نیابد مرا بر آن داشت که تو را ترسیم کنم مثل نقش هایی که بر کاغذ سیاه مشق میکنم
می خواهم تو عاطفهی آرمانی ام باشی نه غمزده و تنهایی که خنده از لب دور میکند
دردانه ی من می نوسم برایت تا روزی که سامانت را بیابی
آنگاه تو را در آغوش آینده رها خواهم کرد تا برای خوب بودنت بجنگی نه برای زنده ماندنت
و این را بدان که آنچه مینگارم اندیشه ی امروز من است و حرفهایی است که امروز آرامم میکند نه شاید برای روزگار تو
امیدوارم روزی واقعیتی شوی با قلبی به وسعت اقیانوس و اندیشه ای رفیع تا بیکرانه ی آسمان
امید عزیزم سلام
دوست دارم یه مرد باشی یه آرمان گرا و منطقی و اندیشمند
برای تو ساده می نویسم
شاید هرگز نبینمت شاید هرگز به آغوش نکشمت اما کم پیش میآد روزی که به یادت نباشم
گلم آینده ی نامعلوم من رو ازامید به آینده و روزگار با تو بودن دلسرد نمی کنه
میدونم واسه تو ساده نیست باور دلتنگی من برای تو در روزگاری که زاده نشده ای
امیدم تویی که نفس های خسته ام را به دوش می کشم تا بیابمت
خنده هایت ، گریه هایت شباهتی که به من نداری را دوست دارم
میدونم تو هم هر روز صدامو میشنوی میدونم تو هم از همه ی اندیشه هام خبر داری
خوب میدونم
واسم دعا کن
سالهاست که که زاده ی ذهنم شدی یادت می آد
امید م امید رو یادت هست؟
اون روز که دلتنگت بودم و وبلاگ امید های زیادی رو با هم ورق زدیم یادت هست
بابالنگ دراز هنوز هم هست خوب که مثل اون تلاش کنی و زندگیت رنگ واقعی داشته باشه اما
بیشتر دوست دام مثل علی هارپاک باشی
میخوام همه ی حرفامو برات بنویسم تو خودت انتخاب کن که بهترین بودن چه شکلیه
و بهترین باش
بیتای نازنینم ==امید عزیزم
اگر روزی گام در این خاک نهادید و مرا نیافتید اندوهگین مباشید
شاد باشید و شاکر
که زاده ی هر آدم و حوایی که هستید
پروردگارتان شما را لایق زیستن دانسته
دو
امید عزیزم سلام ، بیتای گلم سلام
این چند روز که ننوشتم فکر نکنید به یادتون نبودما
میدونید که
میدیدید که
یه کمی درس خوندم
یه عالمه شیطونی کردم
یه عالمه با علی خندیدم
یه شب تا صبح چتر ریحانا رو گوش دادیم
گاهی ساعات ها با هم حرف میزنیم
با هم فکر میکنیم با هم می خندیم
با هم گریه می کنیم
یه عالمه مثل همیم
معرکس لحظه هایی که خاطره مرور میکنیم
گر چه گاهی خاطراتمون واسه هزارمین بار که مرور میشه اما هیشه واسمون تازس و واسش شوق داریم
امید
خیلی دوست دارم تو مثل علی باشی
بیتا مثل منه
بیتا خود منه
تو هم علی باش شاید هم بهتر از علی
امید
خاطره ساختن خیلی شیرینه
هیچ وقت نزار لحظه های زندگیت بدون لبخند و خاطره سر بشه
اگه همیشه یه کاری کنی که به یادموندنی باشه
می تونی همه لحظه ها رو نگه داری یا تو ذهن خودت یا تو حافظه ی یه دوست
اینجوری اهی میشه به عقب برگشت
سه
من و ازمن و ماجو و امید
آخرین باری که دیدمش و آخرین تصویری که ازش یادمه
غروب یه روز بهاری بالای پل مخبرالدوله تهران بود
عجب پلی عجب خاطره ای
بهت نگاه میکردمو
مث همیشه میخندیدم
اما تو خیره شده بودی به ساختمونایی که هنوز ساخته نشده بود
و به پلی تکیه کرده بودی که در حال ویرانی بود
و من بی خبر از دیداری که آخرین بود
....
تا سر کوچه رسوندیمو
از ماشین پیاده شدی
محکم بغلم کردی
محکم تر از همیشه
ومنو بوسیدیم
تازه میفهمیدم دلیل اون همه غم تو چشاتو
اشکاتو پاک کردم
با این که غم تو دلم یه بغض بزرگ شده بود
خندیدم
اون جوری که تو دوست داشتی
تا دم در خونه با چشای خیس همراهیم کردی
میخواستم بپرسم چرا؟
اما میدونستم جواب چرا شو
میدونستم که دیگه دیر شده بود
چشات چشمه بود و گونه هات اقیانوس
میدونم تو خواسته بودی اما روزگار نمی خواست
سخت بود باورش
اما تو رفتی
باید باور میکردم تا زندگی به کامم تلخ نشه
طول کشید اما باور کردم
باید به خنده و شادی تو شاد میشدم
شنیدم میخندی
و زندگیت سبز شده
من رنگ خاطره هاتو خاکستری نکردم
گذاشتم همون رنگی که بود موند
منم عاشق شدم
دل بستم
ماجومو باور کردم
خودمو ساختم
عاشق ماجو م شدم
مهربونم میدونی هیچ وقت جات خالی نموند
آخه خدا دوسم داشت منم خدا رو دوست داشتم
ماجو پیدات کرد تا ببینمت
میبینی چه ماهه
اما تو نخواستی
مثل من که نمی خوام احساسی که بهت دارم تو یه سکوت بی معنی از هم بپاشه
واسه 4 سال عشقی که بهم داشتی ممنون
ماجو ی عزیزم خودش سرشار از عاطفه بود و منو هم از عاطفه لبریز کرد
میدونی امید دیگه هیچ وقت روی اون پل نرفتم
- 14 July 2009
چهار
omidam salam
ta hala shenidi dokhtaro pesare hamsaye asheghe ham mishan
mikham 1 razio begam
manam asheghe shodam
vaghti delam migereft az poshte panjere negash mikardam
shaba saatha bahash harf mizadam oun nemishnid ama man ......
ama nemishod behesh begam cheghad dosesh daram
akhe
akhe
oun khodesh setare dasht
doro baresh shologh bod
mano nemidid
mano nemikhast
ama man lahzeii nashod ke be yadesh nabasham
hamishe kenare panjere bodam
che hava abri bod che aftabi
che barf miomad che baron
shab ke cheragha ro khamosh mikardam behtar mididamet
sobh ke az khab bidar mishodam aval soraghe ouno migereftam
yadesh be kheir
heif ke khodesh setare dasht
shabe akhar ta sobh bidar bodam
midonestam dige hich vaght nemitonam be in vosat bebinamet
in akharin bari bod ke in panjere raze mano midonest
ama hala hame chi tamom shode
panjereye in khone kheili kochike
asemonam dide nemishi
delam ke migire nemitonam bahash harf bezanam
hich khoneiii panjerehash mese ekbatan nist
delam barash kheili tang shode
kheili
kheili
omid
azizam
age 1 rozi asemonam ke asheghesh bodam jaye khalimo did va fahmid ke asheghesh bodam
age khast manam setarash besham to ghose nakhor har ja basham har tarafe asemon hamishe be yadetam
age shahabi didi bedon boseii az omghe vojodam barat ferestadamage setare donbale dari didi bedon fasl fasle khateratemono vase kahkeshonaye dige mifrestam
omid kheili doset daram
bishtar az khodam
khoda negahdaret bashe nazaninam
- 28 July 2009
پنج
این روزا جات خیلی خالی بود
اما میدونستم کنارمی
حست میکردم
بیشتر از همیشه دلم میخواست
سر سجاده که میشینم
دستای کوچولوت تو دستام باشه
دلم میخواست باز رو به روم بشینیو اشکامو پاک کنی
دلم لبخندتو میخواد تا
یه کم
فقط یه کم آروم بشه
تو نبودی اما خدا همیشه هست
خدا همیشه کنارمه
کاش همیشه دوسم داشته باشه
امید واسم دعا کن
منم واست دعا میکنم که اگه یه روز بودن رو حس کردی
مثل علی و لیا باشی
امید
عزیزم
خدا رو نمیشه دید
اما گاهی
گاهی تو نگاه کسی خدا رو میبینی
تو حرفای کسی خدا رو حس میکنی
گاهی وقتی کسی سکوت میکنه
تو بازم میشنوی
میبینی
اشک تمام صورتت رو می پوشونه
شناختن بعضی آدما
و این که افتخار هم صحبتی باهاشونو پیدا کنی
تمام وجودتو به لرزه میندازه
مثل لیا
وقتی حرف میزنه حس میکنم
وقتی قصه میگه تصویرشم میبینم
وقتی سکوت میکنه ..........
خدا تو تمام لحظه هاش موج میزنه
خوش به حالش
خوش به حال آدمایی که آدم بودن رو بلدن
زندگی رو به همه جا میبرن حتی اگه سخت ترین شرایطو داشته باشن
عاشق لبخند خدا رو صورت بندشن
خوش به حال خدا که چنین بنده هایی داره
از رویاش طوری میگه که باورم میشه یه فرشته همیشه کنارشه
همیشه در آغوش خدا بودن قسمت نیست لیاقت میخواد و ایمان
لیا یه نمونه از انسان واقعیه
امید یادته بهت گفتم مثل علی بودنت برام رویاس
یادته گفتم من راهارو میگم تو بهترینو انتخاب من؟؟
میخوام بهت بگم مثل لیا هم باش
روحت رو بزرگ کن
خدا رو حس کن
باور کن زندگی یعنی رضایت خدا
یعنی رضایت بنده ی خدا
یعنی لبخند دیگران
حتی اگه خودت گریونی بخندون
امید لیا دوست نداره دفترش خونده شه
نمیدونم ازمن دوست داشته یا نه
اما من واسه تو مینویسم
پس بخون تمام حرفامو بخون
من واسه گفتن حرفام به تو
شاید وقت نداشته باشم
- 5 August 2009
شش
امیدم سلام
بی تو اگر لحظه هایم گذشت
بر عشقم تردید نکن
مرا دریاب که بال و پری اگر باشد
برای به اوج رسیدن است
باور کن
خواب هایم اگر پریشان است
اما
کلامم ، قلبم و فکرم از تو دور نیست
عطر لبخندت حریم شیشه ای قلبم را هر نفس هزاران بار می لرزاند
باکی نیست که هم پروازم نباشی
امیدم اشاره های روشن توست
وای که
هراس نبودنت
ترس ندیدنت
و غمم پایان این راه است که صدایم را میلرزاند
مبادا بی نور چشمانت راه را به بی راهه روم
گلایه هایم طوماری سر به فلک کشیده شده
تو خوب میدانی
گام اگر جا پای فرشته ها نگذارم غرق خواهم شد
بالهایم دیگر تاب نمی آورند
مگر به اشاره ای
که باور کنم راه همان است که باید
- 3 September 2009
هفت
از طرف من خدا را ببوس
Dear
omid
Hello
I miss is for you
I myself is missing
There are many days that being in the sky and know I do not come
I would like you to know me well
Feedback for me I was the memory Lares
I love to embrace you'll
As long as you made me a hug
Dear
I know what to tell you much like a low
Because you can message me to update my God
I started my moments you spend with the smile
I know you indicate to me the existence of God
Me closer to God is the all
And child
No one on earth is closer to you me
I know God for my own has given me a gift
Instead I do my deep laughter
And every moment that passes you to bring me peace Collection
I miss you kind of have the gift of God
And God is the same near
I love God
God's will for the most beautiful sunrise you and me
And I will sunset when you embrace the existence of God
Please excuse me I do not
You to my size stars like the sky
I hand the long time that the sky is like love
I like the one that hands to the sky understands
And to help package and callus
If I was not me that you like him by trying to help all'm
I like that you can be the best person might
omid
my Child
Please, for the one you land in the hands touch the angel with prayer by
God loves his servant prayer
Dear
God's best and most fresh wrote the story for me
God in my mind you made a small
God my eyes to see that good
That the kindness and heart to the touch
And I praise God I love
Please you from my Goodreads him
I know well I do not know the native language
But with foreign language
Love of God tell you right now
I hope you always remember Allah
- 22 September 2009
هشت
کجایی که دلم گرفت از نبودنت
عطر نو شدن
کیف نو
کفش نو
کلاس نو
اما از تو صدایی نیست
دلم گرفته از نبودنت
دوست نو نمی خواهم
لحظه های نو را با تو می خواهم
- 23 September 2009
نه
امید جونم سلام
سلام عزیز دلم
کجایی عسلکم
می دونی چقدر دلم برات تنگ شده
بازم گونه هام دستای کوچولوت رو کم داره
کسی نیست اشکاشو پاک کنه
کسی نیست بشینه کنارمو مثل تو شیرین زبونی کنه
کسی نیست
عزیز دلم
خیلی وقت بود که فکر میکردم همه چیز رو بهت گفتم و دیگه واسه خوب بودنت حرفی نمونده
اما امیدم 1 چیزای کوچیکی رو باید بگم
شاید تکراری باشه
اما نیستی بهم بگی اینارو قبلا بهت گفتم یا نه
پسرم
یادت باشه که دوست داشتن خیلی خوبه
این که بتونی همه رو دوست داشته باشی فوق العادس
این که بین آدما واسه دوستی فرق نذاری آخر مرام و معرفته
این که دوستت آخ گفت خودتو برسونی معرکس
این که راز داره همه باشی
این که هوای همه رو داشته باشی
این که مونس همه باشی
آرزوی منه
اما
مامان جان
هیچ وقت انتظار نداشته باش
از هیچ کدوم از دوستات
حتی ذره ای هم انتظار نداشته باش
که وقت ناخوشی به دادت برسن
وقت تنهایی کنارت باشن
رازدارت باشن
همدمت باشن
دوستی گر چه میگن دوطرفس
اما اکثر مواقع 1 طرف بیشتر نداره
عاشق باش
مهربون باش
لطفت رو از کسی دریغ نکن
بخند
بخندون
اما
انتظار هیچ محبتی رو جز از جانب خدا نداشته باش
هر وقت غمگین شدی جار نزن
هر وقت مشکل داشتی داد نزن
هر وقت تنها شدی زاز نزن
بشین سر سجاده و آروم به خودش بگو
با خود خدا درد دل کن
باور کن که اینجوری هیچ کدوم از دوستات رو از دست نمیدی پسرم
عزیم عیدت مبارک