وقته بی وقتی
خانه ات آباد زندگی
خانه ات آباد زندگی
یاد همه ی عزیزایی که اون موقع پیشم بودن و حالا نیستن بخیر
پاییز میشوم
گاهی هم زمستان
اما بهار را نمی بینم
بی تو هم نمی خواهمش
"فواد" قلبم درد میکند از نبودنت
آیا در این متروک شده هنوز هم فریادرسی هست؟؟؟
دوست دارم قانونی که تو را جذب میکند
رازهای با تو بودن را عاشقانه دوست دارم
اووووو....ه خیلی....خیلی دلم تنگ شده
هیچ اردیبهشتی نیست که دل کوجولوش با خاطره هاش زنده نباشه
یاد دوستای عزیزم بخیر....میگن آدما زود فراموش میشن....یعنی من از یادشون رفتم؟؟/
خونه ای که الان زندگیم توش میگذره
رنگ خون،
رنگ گناه،
طعم عسل،
قصری ز دُر،
همه در چهره ی تست،
فرشته ی من،
قلبم،دردمند است،
درد عشق،درد فراق،
پوچم، هیچم ،
بمان،فصل گرما بی تو سرد است.
بوسه ای دیگر،
گرمای تن،عشق مذاب،لذت خواب.
مرگ درخت،قصه ی باد ،
بوی سراب،بوسه ناب ،
صدای چنگ ،چه دل انگیز،
مهرت را در دلم افکنده ای ای یار،
عطر گل، عطر بهار.
شمیم برگ،صدای تار.
بوسه ات را می خواهم،
می پرستم من تو را،
لیک،
گله مندم،که چرا دیر آمدی بر سر من.
هستی من،
ببرم از این دیار، سرای یار،
قصر طلا، سوی افق، دوزخ و نار.
*علی هارپاک
سلام
سلام دوستای عزیز
من (علی) و عاطفه تصمیم گرفتیم جدا از هم بنویسیم
چون یک کمی سبک نوشته ها مون فرق میکنه![]()
نوشته های جدیدم رو اینجا هم میذارم تا خونه ی جدیدم کاملا جا بیافته بعد کلا نقل مکان میکنم![]()
آدرس جدیدم اینه
دوست دارم که همچنان بهم سر بزنید خوشحال میشم نظراتتون رو میخونم![]()
پ ن : از شایان عزیز ممنونم به خاطر توجهش به نوشته هام و ازش میخوام اگه دوست داره آدرس وب یا آی دی شو برامون بگذاره![]()
چه بارون خوشگلی بود حیف که تموم شد
می خواستم وقتی دارم می رم خونه یک کم بارونی بشم آخه
حتما خدا نمی خواسته بازم سرما بخورم
من که کنار پنجره کلی بارونی شدم
اما قدم زدن زیر بارون یه چیز دیگه س
اگه یکی پیشت باشه (همونی که وقتی باهات باشه بهتون میکن پرنده های عاشق)که معرکه اس
اگه نباشه هم فرقی نمی کنه من که خیلی لذت میبرم
اصلا انگار پرواز می کنم
دلم برای سگ خوشگل همسایه روبه رویی سوخت امروز تنهایی یه عالمه بارونی شد
کلی دنبال سرپناه میگشت حیف اون نمی تونست پرواز کنه وگرنه کلی بهش خوش میگذشت
عاطفه منو از یاد نبر لطفا
عشق لمس متقابل محبت وجودی دو نفره
دلم خواست این آهنگ از گروه آریان رو هم اینجا داشته باشم
نوری تا ابدیت (دوستت دارم)
the words I Love You (A Light For Eternity)
There are those who think that love comes with a lifetime guarantee/
But we know from those around us,that this may not always be/
It's the simple things that come between a father and a son/
But when they try to talk,the knives are out before they have begun/
Well that was me,and I have seen the light that shines for eternity/
Because I learned to say the words I love you
ببین چه قلبایی شکستن توی دست روزگار
ببین چشمایی رو که گشتن پی نوری موندگار
از عشق و باور باید که آخر بشن لبریز دلامون
یه روزی هرجا پر بشه دنیا از طنین صدامون
پس بیا با هر زبون تو هم بخون
بخون عاشقونه کنارم
فریاد بزن بگو دوستت دارم
And this endless road that we are on just keeps on going round/
But there's one destination that always is here to be found/
So come with me,and you will see the light that shines for eternity/
Be strong and learn to say the words I love you
فریاد بزن بگو دوستت دارم
the words I love you
دوستت دارم
the words I love you
صدایت می لرزید
همچون دستانم
ما می دانستیم
که پایان قصه نزدیک است
همه چیز رنگ باخته بود وقتی می خندیدی
و من
تنهاترین کسی بودم که می داند
قصه پایان یافته......
دلم خوش بود که
واپسین لحظه ها را همراهت بودم
یک قدم با بابا یک قدم با مادر
شوق لبریز شده از دل و جان و تنم
همه ی حس و امید شده بالا رفتن
قصه می بافم باز از هوای رفتن
یک قدم با بابا یک قدم با مادر
*برای طنازم
آن شعر های بلند و
افسوس ها و درد
در باورم فقط اندوه بود و بس
دل بر فنا شده و جا مانده بود غم
تا گل سرخ امید
تا شکوفایی ابر
وقت باران سپید
یک نفس با من باش
طاقتم تاب شده
شوق بر خواب شده
آسمان هست ولی
روزها شام شده
یک نفس با من باش
بودنت جان میداد
و سکوت آرامش
رفتنت دل را برد
شده ام یک خواهش
یک نفس با من باش
کلاغ های بنفش
برگهای آبی
و من عاشقم
به روزهایی که با تو گذشت
گرچه تکرار به اندوه دلم دامن زد
من از این بخت بلند به تو عادت کردم![]()
برای هدی جون خودم که ۲ ساله همسفرم شده تا به قله ای برسیم بلند
این روزا یک کمی دلم گرفته بود کمی غمگین نوشتم کمی نا مفهوم اما خوب بازم ممنون نظر لطفتون شامل حالم شد.کلی ذوق زده می شم وقتی میبینم این همه دوستای خوب می تونم داشته باشم و دارم.خوش حال خودم.![]()
دارم حس میکنم چقدر با استعدادم![]()
تو ۵ ماه گذشته این همه دوست خوب با احساس با عقاید و افکار دوست داشتنی![]()
شاعر و عاشق و کنکوری و معلم و مهندس و وکیل و دکتر و ............ یعنی باورم نمیشه که به من افتخار دادن همراهیم کنن![]()
جای خیلی ها اینجا خالیه ................![]()
امیدوارم آدرس خونم رو گم نکرده باشن![]()
نه!!!!!!!!!!!!!!!!!
نشد
هشت ماه و هشت روز و هشت ساعت
به طلوعت ایمان داشتم اما...........................................

می جویم
تا آنچه در ذهن داری بیابم..........
اما دلم رضا نیست
میترسم
اگر رازت را بدانم
دیگر سکوتت زیبا نباشد
همه چیز تلخ بود
دلم ریش میشد
حرف نمی زدم
نمی شنیدم
اما امروز
جای خالی تو
دلم را ریش میکند و کامم را تلخ
اما شد
چون تو خواستی . خدا خواست ....
خواستم ایمانت را بسنجم
پاسخت دندانم را شکست
گفتی:
خدا خواست - من خواستم - تو هم بخواه تا همه چیز خوب باشد و سپید
.....................
خدا را شکر که همه چیز رو به راه شده [خنده]
می فهمم
می خندم
صدایت - حرفهایت - گاههایت همه می گویند
اما تو لب به سخن نمی گشایی
و من...
با ین که همه چیز را میدانم
می خندم
نه به تو
و نه به خودم
به شوق احترامی که تو برایم ارزانی داشتی
و عطوفتی که نثارم می کنی تا از باور حقایق اشک نریزم
و دلم ترک نخورد می خندم
این همان چیزیست که مرا مجذوب میکند
و چشمهایم خسته تر
دیگر نایی نمانده
آشیانه من کجاست؟؟؟؟؟؟
و نگاهت گیراست
اما
هنوز اندوه از واژه هایت میبارد
بخند
گر چه من آن نبودم که ـ باید
خواستم باشم
خواستم بهتر باشم
اما نشد
جاده خاکی بود و من نابلد
به مهربانیت مرا ببخش
ای قلبت به وسعت دریا
من رودی بیش نیستم
هر روز صبح
در جستجوی پر طلایی توست
شاید
باران ببارد به قداستش
تا آنجا که
هیج بهانه ای
جز تو
مرا از زندگی باز نمی دارد