صدایت مواج

و نگاهت  گیراست

اما

هنوز اندوه از واژه هایت میبارد

بخند

گر چه من آن نبودم که ‌ـ باید

خواستم باشم

خواستم بهتر باشم

اما نشد

جاده خاکی بود و من نابلد

به مهربانیت مرا ببخش

ای قلبت به وسعت دریا

من رودی بیش نیستم